عاشقانه

ﻣﻦ ﻧﮕﺎه ﺗﻮ را ﺷﻌﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ و ﺗﻮ ﺷﻌﺮ ﻣﺮا ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

عشق در من ته نشین شده است

کمی تنهاییم راهم بزن

شاید عاشق شدم...

 

نوشته شده در جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

هرکه فرهادشوددر ره عشـــــــــــق

                           همه کس درنـــــــــــــظرش شیــــــــرین است

                   تهمت کفـــــرب عاشـــــــــــق نزنید

عاشقی پــــــــــــاکترین آییـــــــــن است

 

نوشته شده در جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

وابـسـتـه کـه مـی شـوی ،

پــــا بـسـتـه مـی شـوی !

بـنــد بـنـــد ِ تـنــتــ ،

بــنــد مـی شــود ، بــه پــــا

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

خستــــه ام

بـــس کـــه پنهــــان کـــردم

دوســــت داشـــتنــــت را .

مـــن بــدهــکـــارم بـــه دلــــم

بـــه خـــاطــــر تمـــــام لحظــــه هــــایـــی کـــه

محــکـــومـــش کــــردم بــــه ســـکــــوت ...

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

دور که می شوم

"نزدیکتر میایی"...!!

نزدیک که می شوم

"دورتر می روی"...!!

انگار که این "فاصله"

همیشه باید به شکلی رعایت شود .

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

 گاهی سکوت علامت رضایت نیست ..

شاید کسی دارد خفه می شود….

پشت سنگینی یک بغض

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

گفته بودم

بی تو سخت میگذرد

حرفم را پس می گیرم

بی تو انگار اصلا نمی گذرد!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

یکبار هم وقتی منتظرت نیستم

به سراغم بیا...

بگذار خیالم غافلگیر شود!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

وقتی عطر تنت را میخواهم ، به باد هم التماس میکنم ، خدا که جای خود دارد .

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

گریه ام میگیرد

وقتی که میبینم کسی که تمام دنیای من بود

اکنون منت دیگری را میکشد

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

خواب هایم بوی تن تو را می دهد!


                نکند آن دورترها-نیمه شب-درآغوشم می گیری؟؟؟؟؟...آه

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

من مـی تــرســمـ

نــه از پـشــت در مـانــدنـ

از ایــنـکــه وقــتـی در مــی زنــمـ

آنــکــه در را به روی مــن مـی گـشــایــد

تــــــو نـبـاشــیـ !

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

تنـها راه ِ حبـس ِ تــو

نـفس  کشیـدن اسـت !

بـیهـوده تـلاش نکن
 
مجـالِ فـرار نـداری

 
خـیال بــازدم نخـواهــم داشـت ...

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

دیدن تو هرچه که بود خواب یا سراب ، با تمام بدیهایش زیبا بود...

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم
تا همه بدانند 
یک نفر
با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش
تو را دوست میداشت            

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

بـآ ایـنــکـه رد پـآے بــوسـه هـآیــم را بـر روی تـنتـ بـهتـر  از کـفـ دستـم مے شـنـآســم

ولـی تـآ بــه آغـوش گـرمـتـ مے آیــم

گــم مے شـوم

خـدآ کـند اینـبــآر

مــرا از لابـه لاے لـبــآنتـ پــیــدا کـنــی

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

مے خــوآهـم آنقـدر بـو بکـشــم تــو را

کـه ریــه هـآیــم پــر شــود از عـطـر تنـت

 

کــه هــوا داشـتـه بـاشـم بـرآے نـفس کـشیدنـم

 

وقـتـی کـنــآرم نـیسـتـی

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

سخت ترین کار دنیا

بی محلی کردن به کسیه

که با تمام وجود دوستش داری!!!

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

کاش زمان در دستانم بود تا لحظه با تو بودن را آنقدر طولانی میکردم

تا برای بی تو بودن وقتی باقی نماند

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

جـــایــیـ بـایـــد باشــــد. . .

غــیــر از ایــــنـ کـــنــجـ تـــنــهـــایـــیـ !

تــــا آدمــــ گــــاهـــیـ آنــــجـــا جــــانـ بــــدهــــــد !

مــثــــلا "آغـــــوش" تـــــــو !

جـــــانـ مـــیـــدهد برایـ جــــــــــانـ دادنـ ...

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

آنقدر محال شده ای که دیگر تو را آرزو هم نمی کنم!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

حالم گرفته از این شهر

که آدمهایش همچون هوایش ناپایدارند

گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود

گاه آنقدر آلوده که نفست می گیرد!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

من

آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام

که اگر به چشمانم بنگرید کر می شوید!!!

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

خدایا!!!!

اگر اینروزها حرفهایم بوی ناشکری می دهد

تو

به حساب دلتنگی بگذار!!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

همه چیز با تو شروع شد

اما

هیچ چیز بدون تو

تمام نمی شود

حتی همین دلتنگی های من!!!

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

بگذار بگرید و بداند....

دلم به بهانه همیشگی گریست

هر آنچه خواست همیشه نیست!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

وقتی تو نیستی

نگاهم حوصله نمی کند

پایش را از چشمم بیرون بگذارد!!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

وقتی تمام راه را آمدم

وقتی تا تو هیچ نمانده بود

چقدر دیر یادش آمد خدا.....

که ما قسمت هم نبودیم!!!!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

خسته ام از این همه خواستن هایی که داشتن نمی شوند.....

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

 دلم آغوشت را می خواهد

آغوشت....

با تمام کششهای مردانه ات!!!!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ توسط ashegh64 نظرات () |

← صفحه بعد
Design By : Mihantheme